مرد آن است که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا باشد! «سعدی»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ» گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی ... استحقاق ها در حال سقوط است و پایان کار نزدیک ...
